Sunday, August 22, 2010

فروپاشی قدرت های زورگوی جهان


زورگویان جهان
در برابر مردم
فرو می ریزند
کوه یخ هم باشند
فرو می ریزند و آب می شوند

در پایان زبان ها ... رقص

دکتر شریعتی در کویر

حرف های زبان؛ نه
حرف های قلم؛ نه
حرف های سکوت، نه
حرف های نگاه، نه
حرف های موزیک، آواز، ناله، نه ... نه ... نه
حرفه های رقاص و توفنده ای که 
...

زبان سخنور لال می شود
قلم نویسنده می شکند
طبع شاعر فلج می شود
چشم نگاه بسته می شود
سکوت در هم می ریزد
آواز، ناله، موزیک درهم می شود
آدم مثل دودهای سبک و بی قرار آتش در هوا به رقص می آید و 
...

برای گفتن ... برای نوشتن

به قول دکتر شریعتی در کویر

حرفهای اصیل حرفهایی نیستند که برای شنیدن زده می شوند
حرفهایی هستند که برای زدن زده می شوند 
نوشته های اصیل نوشته هایی نیستند که برای خواندن نوشته می شوند
نوشته هایی اند که  برای نوشتن نوشته می شوند


سختی و زیبایی

راه هر چه سخت تر

رسیدن قشنگ تر



عادت یا صبر بر ظلم

صبر است و عادت نیست
که عادت کردنی نیست

ستم بر ستمگر نیز ستم است

گاهی ستم
تداوم می یابد
و عمیق می شود
جراحت آن بر سرشت و سرگذشت و سرنوشت ستمکار
چه ویرانگر است
و چه ستمی بر ستمگر
سخت تر از ستمی که او بر خود کرده است

چه بد سرانجامی دارد ستمکار

مرگ ستمکار
پایانی بر ستمکاری و آغاز جزا دیدن او است
و اگر می فهمید که چه چیز در انتظار او است
هرگز ستم نمی کرد
و خدا همه ما را از ستمکاری دور دارد
آمین

Saturday, August 21, 2010

روشن ولی از شعله

دلها
روشن است
ولی از شعله

تکرار

به قول دکتر شریعتی در کویر
...
در علم و ادب تکرار ملال آور است و بیهوده
عقل تکرار را نمی پسندد
اما احساس تکرار را دوست دارد
طبیعت تکرار را دوست دارد
جامعه به تکرار نیازمند است
طبیعت را از تکرار ساخته اند
جامعه با تکرار نیرومند می شود
احساس با تکرار جان می گیرد
و نوروز  داستان زیبایی است که در آن
طبیعت ؛ احساس و جامعه
دست اندر کارند

تا چه گوییم


گاهی فریاد میزنیم ... فریاد ظالمانه
گاهی فریاد می زنیم ... فریاد مظلومانه
گاهی سکوت می کنیم ... سکوت مظلومانه و ویرانگر ستم
گاهی سکوت می کنیم ... سکوت همراهی با ظالم
گاهی ناله می کنیم ... ناله غریبانه
گاهی ناله می کنیم ... تا ترحم بر انگیزیم
گاهی تملق ستمگر را می کنیم
هر چه بگوییم
عمل ما محسوب می شود
به خصوص در دنیای سخن محور امروز